شبی به امن حریم تو راه خواهم یافت
از دوست خوبم ممنونم که با ارسال این شعر باعث شد فلاشبکی به گذشته بندازم اونم زمانی که نیاز داشتم! امروز تولدمه !!!! هر سال توی این روز یه حس کودکانه توی وجودم شعله ور میشه حس خوبیه که در سال فقط یه بار بوجود میاد! امیدوارم دعاهای روز تولد رو زودتر از بقیه مسجاب کنی یار من! چون من اعتقاد دارم و به این اعتقاد ایمان!!! تولدم مبارک چرا هیچوقت نمیشه کارهات رو پیش بینی کرد !!!!! حداقل کمی اجازه بده بفمم چه کار میکنی !!! توی سرت چی میگذره میخوای چی بنویسی که اینقدر من رو میپیچونی !!! دیگه دارم از کارهات خسته میشم ، در اوج نا امیدی ، امیدوارم میکنی و در اوج امیدواری ، چنان به زمین میکوبی که سرم خورد میشه !!! این چه کاریه ؟؟ میگن اگه خدا چیزی رو بهت نداد ناراحت نشو حتما چیز بهتری برات کنار گذاشته این چیز بهتری رو که برای من نگه داشتی کو ؟؟کجاست ؟؟ چرا رو نمیکنی تا ببینم !!؟؟ ببینم چقدر دوستم داری!!میگن خیلی مهربونی !!! میدونم مهربونی و دوستم داری پس دوست داشتنت رو بهم ثابت کن برای یکبار هم که شده مگه خودت نمیگی بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را!!!!!! پس چرا حالا که دارم فریاد میزنم جوابم رو نمیدی ؟؟؟؟؟ الان بهت نیاز دارم !!!! آره درست شنیدی همین الان !!!! این یه خبر فوریه !!!!!!! این روزا کم تر می نویسی بیشتر فکر میکنی ! روزها و شاید هفته ها و گاهی ماهها به جایی خیره میشی به دور دستها دلیل اینهمه تعلل رو نمیدونم شاید خودتم نمیدونی چی باید بنویسی برای من یه جورایی گیر افتادی اما مگه میشه تو چیزی رو ندونی یا نتونتی راجع بهش تصمیم بگیری ! آخه همه میگن خدا خودش بهتر میدونه .............. خالصانه به خاطر تقدیر زیبایی که هنوز برای ننوشته ای از تو تشکر کنم ...........! عشق بازی ما زمانی شروع میشود که دست به قلم می بری و عاشقانه صفحه صفحه برایم مینویسی دوست داشتن را تجربه کن حتی تا لحظه مرگ ..........! چه خوب است که من تو را دارم و چه بد است که تو هیچکس را نداری ! راستی نگفتی با تنهاییت چه میکنی ؟ به که پناه میبری ؟ تو که مانند منی نداری !!!!!!!!!!!!!! در عوض من وقت تنهایی تو را دارم ، تویی که پناهگاه بی قید و شرط من بودی و هستی و خواهی بود . کاش میتوانستم کاری کنم که تو تنهایی را هیچگاه لمس نکنی چون خوب نیست ، هیچگاه مثل تو خوب نیست !!!!! الهی من بمیرم تا تو تنها نباشی !!!!! فهمیدی که چه میگویم .......... بین خودمان باشد!!!!!! لو ندهی ! گرگها خوب بدانند ، در این ایل غریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید که قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز .............. صدغزل خاطره با ماست خودت میدانی فارغ از وسوسه ی سیب به دام افتادم ، جرم من دختر حواست خودت میدانی ! از غم حادثه هر وقت دلم میگیرد ، مهر تو سرزده اینجاست خودت میدانی دل ندادی تو به هر بی سروپایی هر چند ، قلب تو خسته و تنهاست خودت میدانی جان تو از ته دل بود بیا باور کن ، شعر من واضح و گویاست خودت میدانی ! قافله (مقصود ایل عشایری) کوچ میکنه از شاه خراسان (امامزاده ای در اطراف گتوند) دلم مثل چاله ای از آتیش جا مونده(بعد از رفتن جا مونده) آتیش به دلم زدی و رفتی مگه اومده بودی برای آتیش زدن که اومدی و رفتی از گتوند تا دشت آب بید( دشتی سرسبز دراطراف گتوند) تا عقیلی (مجموعه ای از روستاهای سرسبز اطراف گتوند) همه جا سبز شده سبز زیبا( رنگ سبز علفی(تیره)) همه جا سبز شده غیر از دل من این گره رو کی از مشکل من باز میکنه از گتوند رفتم تا شیخ سلیمان (امامزاده ای درمیان کوههای اطراف گتوند) تا قیامت یادمه اون عهد و پیمون از گتوند رفتم تا پل پرزین (منطقه گردشگری نزدیک گتوند) توی بغلم گل بابونه اما دلم توی خون از گتوند بیرون اومدم دنبالت میگردم تو گل سرخ منی ، من خار زردم آسمون ابری شد ه ،ابری که از قیر سیاه تر شب و روز منتظر توام با چشمهای خیسم بخت تو مثل پیرهنت سبز زیبا(رنگ سبز علفی) بخت من مثل پیرهنم سیاه و نیلی با کتاب حافظم فال گرفتم دشمنت ببینه(مقصود بدی فال) چه فالی و چه حالی به درخواست دوستی که گفته بود ترجمه شعر رو هم بنویسم ، منم با اندکی تاخیر ترجمه رو برای آپ این ماه در نظر گرفتم، امیدوارم اگه کمی و کاستی در ترجمه هست دکتر قیصر امین پور عزیز و همه همشهری های خوبم در گتوند (گتند) به بزرگواری خودشون منو ببخشند . قافله بار ائ کنه دلم وه بارس چي بارئ سر دلم گرت و غوارس دلم چي چاله تشي منده وه جاسو مر ودي بي سي تشئ ويدي و رهدي همه جا سؤز اويده سؤزه قصيلي ائ گره نه کي گُشه زه مشکل مه تا قيامت يادمه او عهد و پيمو پره لام گل باوينه پره دلم خين تهُ گل سُر مني مه خار زردم شؤ و روز تي ره تنم وا ائ تيا تر بخت مه چي رخت مه سيا و نيلي دشمنت بينا چه فالي و چه حالي سروده قیصرامین پور به زبان محلی تقدیم به روح پاکش همیشه حضور بهار با حضور تو یکی میشد اما چه کنیم که فرصت ما کم بود برای گفتن حرفهای ناگفتمون تو رفتی خیلی زودتر از اون چیزی که ما فکرش رو میکردیم و سهم ما تنهایی شد بهار ها اومدن و رفتن اما بدون حضورت یادته آخرین بهار .......... هرجا میرفتی عید دیدنی میگفتی من امسال اومدم پیشتون اما دیگه از سال بعد شما باید بیاین پیش من و چقدر حرفت ساده بود چون از آخرین بهار به بعد ما میایم پیش تو و تو چه خندون در کنار مونی لحظه تحویل سال گرچه تو رو نمی بینیم اما احساسمون هیچوقت بهمون دروغ نمیگه ......... باور کن عیدت مبارک پیشا پیش عید رو به همه تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی برای همه باشه حیفه این روزها یادی هم از قیصر شعر ایران نکنیم حالا که دومین سالیه که کنارمون نیست امیدم اینه که یادآوری حضورش از طرف همه ما باعث شادی روحش بشه قیصر جان هرچند گتوند دوساله بی تو بهار رو سر میکنه اما ما هیچوقت فراموشت نمیکنیم چون ایمان داریم حضور داری و شاهد دلتنگی هامون هستی ...........
بیا چند کوچه به عقب برگردیم
یک
دو...
جوانی!
نه!عقب تر،
به روزهایی
که دنیا برایمان کمی دنیا تر بود
و زندگی،زندگی تر از حالا!
عقب تر حتا،
اصلن کودک بازیگوشی شویم بهتر است!
آنقدر
که به دبستان قدیمی برگردیم
و پشت همان میز ونیمکت های خسته
آنقدر "آب،بابا" بنویسیم تا زندگی
کمی دست از سرمان بردارد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آقای مهندس میرحسین موسوی
حمایتت میکنیم![]()
![]()
![]()
قافله بار ائ کنه زه شا خراسو
تش سئري وه دلم زئدي و رهدي
زه گتند تا دشت اؤ بيد تا عقيلي
همه جا سؤز اويده غير زه دل مهُ
زه گتند زدوم وه در تا شيخ سليمو
زه گتند زدم وه در تا پل پرزين
زه گتند زيدوم وه در دينداته گردم
آسمو اؤرئ گره زه قيل سياتر
بخت تو چي رخت ته سؤزه قصيلي
وا کتوه حافظم گردمه فالئ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


